ما را دنبال کنید

توریسم غذایی به قلم علی اسدی - مدیر غذا و نوشیدنی هتل پارسیان کوثر اصفهان

توریسم غذایی؛ از یک وعده غذا تا تجربه مقصد

 


غذا یکی از جدایی‌ناپذیرترین بخش‌های سفر است؛ اما میان «غذا خوردن در سفر» و «سفر برای تجربه غذا» تفاوت وجود دارد. در حالت نخست، غذا بخشی از نیاز روزمره گردشگر است، اما در حالت دوم می‌تواند به یکی از عوامل شکل‌دهنده تجربه سفر، شناخت مقصد و حتی انگیزه سفر تبدیل شود.


امروزه گردشگری خوراک یا Gastronomy Tourism مفهومی فراتر از رستوران و غذای محلی دارد و فعالیت‌هایی مانند تجربه غذاهای سنتی، بازدید از تولیدکنندگان، جشنواره‌های غذایی، کلاس‌های آشپزی و آشنایی با فرهنگ غذایی مقصد را دربرمی‌گیرد. سازمان جهانی گردشگری نیز بر ارتباط میان غذا، فرهنگ، میراث، توسعه اقتصادی و تجربه گردشگر تأکید کرده است.


از این منظر، غذا فقط یک محصول مصرفی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از روایت و هویت یک مقصد باشد.


غذا به‌عنوان بخشی از هویت مقصد:
غذا می‌تواند اطلاعاتی درباره مواد اولیه، اقلیم، اقتصاد، سبک زندگی و سنت‌های یک جامعه در اختیار گردشگر قرار دهد. به همین دلیل، تجربه غذایی می‌تواند مکمل بازدید از بناهای تاریخی، موزه‌ها و جاذبه‌های طبیعی باشد.


برای مثال، گردشگری که در اصفهان بریانی، خورش ماست، قیمه‌ریزه یا شیرینی‌های محلی را تجربه می‌کند، تنها یک وعده غذا دریافت نکرده است؛ در صورت طراحی درست تجربه، بخشی از فرهنگ غذایی شهر را نیز می‌شناسد. ظرفیت غذایی اصفهان تنها به چند غذای معروف محدود نیست و مجموعه‌ای از غذاها، شیرینی‌ها و محصولات محلی را شامل می‌شود.


بنابراین، توریسم غذایی را نباید صرفاً به معرفی غذاهای محلی یا فهرستی از رستوران‌ها تقلیل داد. مسئله اصلی، تبدیل غذا به تجربه‌ای مرتبط با هویت مقصد است.


نقش صنعت هتلداری:
هتل می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال گردشگر با فرهنگ غذایی مقصد باشد. رستوران، کافه، صبحانه، خدمات پذیرایی، فضای رستوران و حتی نحوه معرفی یک غذا، همگی بخشی از تجربه مهمان هستند.


در این نگاه، رستوران هتل صرفاً یک واحد درآمدی نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از محصول گردشگری هتل باشد.
تفاوت میان «غذای خوب» و «تجربه غذایی خوب» نیز از همین‌جا شکل می‌گیرد. کیفیت مواد اولیه و طعم غذا اهمیت اساسی دارند، اما محیط، نحوه سرو، رفتار کارکنان، زمان انتظار و اطلاعاتی که درباره غذا در اختیار مهمان قرار می‌گیرد نیز بر تجربه نهایی اثر می‌گذارند.


رای نمونه، ارائه یک غذای سنتی بدون توضیح ممکن است صرفاً یک وعده غذایی باشد؛ اما معرفی خاستگاه، شیوه تهیه و جایگاه آن در فرهنگ مقصد، می‌تواند همان غذا را به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل کند.


همکاری هتل با ظرفیت‌های بومی:
هتل نیز لزوماً نباید تمام تجربه غذایی را خودش تولید کند. یکی از مدل‌های قابل استفاده، همکاری با تولیدکنندگان و کسب‌وکارهای محلی است.
در این مدل، هتل زیرساخت، فضای مناسب، استاندارد خدمات و دسترسی به گردشگران را فراهم می‌کند و مجموعه محلی، دانش، محصول و هویت غذایی خود را وارد تجربه می‌کند. چنین ارتباطی می‌تواند منافع گردشگری را از یک واحد اقتصادی فراتر برده و به سایر فعالان زنجیره ارزش مقصد منتقل کند.
این رویکرد با توصیه‌های سازمان جهانی گردشگری درباره ارتباط میان گردشگری، تولیدکنندگان محلی، جامعه و زنجیره ارزش غذایی نیز هم‌راستا است.


نمونه موفق ایران: رشت
یکی از روشن‌ترین نمونه‌های ایران، رشت است. این شهر در سال ۲۰۱۵ به شبکه شهرهای خلاق یونسکو در حوزه Gastronomy پیوست و تا امروز شناخته‌شده‌ترین نمونه ایرانی در این زمینه است. یونسکو در معرفی رشت بر تنوع مواد اولیه محلی، دستورهای سنتی، روش‌های پخت، جشنواره‌های غذایی، آموزش و ارتباط میان کشاورزان، جامعه محلی و اقتصاد شهر تأکید می‌کند.


اهمیت تجربه رشت در این است که غذا به یک فعالیت منفرد محدود نشده است. جشنواره‌ها، آموزش، حمایت از تولیدکنندگان، حفظ دستورهای سنتی و ایجاد ارتباط میان اقتصاد روستایی و شهری، همگی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
بنابراین، تجربه رشت نشان می‌دهد که برای توسعه توریسم غذایی، داشتن غذاهای متنوع به‌تنهایی کافی نیست؛ باید میان غذا، فرهنگ، جامعه محلی، کسب‌وکار و گردشگری ارتباط ایجاد شود.


نمونه موفق جهان: گازیانتپ ترکیه
گازیانتپ یکی دیگر از نمونه‌های قابل توجه است که در سال ۲۰۱۵ به شبکه شهرهای خلاق یونسکو در حوزه Gastronomy پیوست. یونسکو این شهر را دارای سابقه طولانی غذایی می‌داند و توضیح می‌دهد که غذا در اقتصاد و هویت فرهنگی شهر نقش مهمی دارد.
در گازیانتپ، جشنواره‌های مرتبط با پسته و غذا، رویدادهای چندروزه، آموزش، پروژه‌های اجتماعی و همکاری‌های بین‌المللی، بخشی از اکوسیستم گردشگری غذایی را تشکیل می‌دهند. یکی از رویدادهای شاخص آن نیز جشنواره پسته و فرهنگ و هنر است که غذا را با موسیقی، ادبیات و هنرهای محلی ترکیب می‌کند.
این مدل نشان می‌دهد که توریسم غذایی می‌تواند از «رستوران» فراتر رود و به رویداد، فرهنگ، آموزش و اقتصاد محلی متصل شود.


نمونه دیگر: پاراتی برزیل
Paraty در برزیل نمونه دیگری از پیوند غذا با گردشگری و توسعه پایدار است. این شهر از سال ۲۰۱۷ عضو شبکه شهرهای خلاق یونسکو در حوزه Gastronomy است.
در پاراتی، جشنواره‌های غذایی، آموزش، همکاری میان سرآشپزها و کشاورزان، توجه به تنوع زیستی و تلاش برای تقویت زنجیره تأمین محلی، در کنار گردشگری قرار گرفته‌اند. یونسکو همچنین به تلاش این شهر برای ایجاد سازوکارهایی جهت شناخت زنجیره غذا از مزرعه تا سفره اشاره می‌کند.


یک نمونه مهم دیگر: مسیرهای «از مزرعه تا سفره» در پرتغال
در منطقه Alentejo و Ribatejo پرتغال، سازمان گردشگری منطقه مجموعه‌ای از مسیرهای غذایی و نوشیدنی طراحی کرده که گردشگران را مستقیماً با تولیدکنندگان محلی مرتبط می‌کند.
این برنامه شامل چندین مسیر و ده‌ها نقطه قابل بازدید است و گردشگر می‌تواند فعالیت‌هایی مانند آشنایی با تولید روغن زیتون، شراب، برنج و محصولات محلی را تجربه کند. نکته مهم این است که تولیدکننده نیز بخشی از تجربه گردشگری می‌شود، نه صرفاً تأمین‌کننده مواد اولیه.


اصفهان؛ ظرفیت موجود و فرصت پیش‌رو:
اصفهان از نظر تاریخی و فرهنگی یکی از مهم‌ترین مقاصد ایران است و در کنار میراث معماری و صنایع‌دستی، ظرفیت غذایی قابل توجهی نیز دارد. بریانی، خورش ماست، قیمه‌ریزه، کله‌جوش، شیرینی‌ها و محصولات محلی تنها بخشی از این ظرفیت هستند.
با این حال، می‌توان ظرفیت غذایی اصفهان را از سطح «غذاهایی که گردشگر باید امتحان کند» به سطح یک محصول گردشگری ارتقا داد.
برای مثال می‌توان میان هتل‌ها، رستوران‌های سنتی، تولیدکنندگان شیرینی و محصولات محلی، بازارها و کسب‌وکارهای تخصصی ارتباط ایجاد کرد و تجربه‌هایی طراحی کرد که گردشگر در آنها فقط غذا نخورد، بلکه با داستان، روش تهیه و فرهنگ پشت آن نیز آشنا شود.


نمونه عملی در هتل پارسیان کوثر اصفهان:
هتل پارسیان کوثر اصفهان نیز تجربه‌ای قابل بررسی در این زمینه دارد. رستوران سنتی هتل در وعده ناهار به‌صورت برون‌سپاری و سالانه در اختیار یکی از شعبات شناخته‌شده بریانی اصفهان قرار می‌گیرد.
اهمیت این مدل فقط در ارائه یک غذای سنتی در فضای هتل نیست. این همکاری، یک ظرفیت غذایی شناخته‌شده شهر را با زیرساخت هتلداری و دسترسی مستقیم به مهمانان پیوند می‌دهد.


در چنین مدلی، هتل مجبور نیست تمام دانش و هویت یک غذای بومی را از ابتدا بازتولید کند؛ بلکه می‌تواند از تخصص یک مجموعه محلی استفاده کند و در عین حال مسئولیت خود را در زمینه فضای مناسب، کیفیت خدمات و تجربه مهمان حفظ کند.
البته موفقیت چنین مدلی به انتخاب شریک مناسب، ثبات کیفیت، رعایت استانداردهای بهداشتی، هماهنگی عملیاتی و مدیریت تجربه مهمان وابسته است. بنابراین، برون‌سپاری می‌تواند علاوه بر یک تصمیم اجرایی، بخشی از طراحی محصول غذایی هتل نیز باشد.


چالش‌های توسعه توریسم غذایی:
توسعه توریسم غذایی بدون چالش نیست. مهم‌ترین موضوع، ایجاد تعادل میان اصالت و استاندارد حرفه‌ای است. غذای سنتی نباید آن‌قدر تغییر کند که هویت خود را از دست بدهد، اما هم‌زمان باید الزامات ایمنی، بهداشت، کیفیت و ثبات خدمت را رعایت کند.
تأمین مواد اولیه، آموزش کارکنان، کنترل هزینه، مدیریت ضایعات و جلوگیری از تجاری‌شدن افراطی میراث غذایی نیز اهمیت دارند.
بنابراین، افزودن چند غذای محلی به منوی رستوران به‌تنهایی توریسم غذایی ایجاد نمی‌کند. این کار زمانی به محصول گردشگری تبدیل می‌شود که میان غذا، تجربه، هویت مقصد و زنجیره ارزش محلی ارتباط برقرار شود.


نتیجه گیری:توریسم غذایی را نباید صرفاً سفر برای خوردن یا فروش غذای محلی دانست. غذا می‌تواند ابزاری برای شناخت فرهنگ، تقویت هویت مقصد و ایجاد ارتباط میان گردشگر و جامعه محلی باشد.
نمونه‌هایی مانند رشت، گازیانتپ و پاراتی نشان می‌دهند که موفقیت در این حوزه زمانی شکل می‌گیرد که غذا در کنار جشنواره، آموزش، تولیدکنندگان محلی، فرهنگ و گردشگری قرار گیرد. نمونه «از مزرعه تا سفره» در پرتغال نیز نشان می‌دهد که حتی می‌توان تولیدکننده را مستقیماً وارد تجربه گردشگر کرد.
برای اصفهان نیز فرصت اصلی در این است که غذا را از یک خدمت جانبی به بخشی از محصول گردشگری شهر تبدیل کند. در این میان، هتل‌ها می‌توانند نقش واسط میان گردشگر و اکوسیستم غذایی مقصد را بر عهده بگیرند.


تجربه هتل پارسیان کوثر اصفهان در همکاری با یک مجموعه شناخته‌شده بریانی، نمونه‌ای کوچک اما قابل توجه از همین رویکرد است: اتصال زیرساخت هتلداری به یک ظرفیت واقعی و شناخته‌شده غذایی شهر.


در نهایت، تفاوت میان «ارائه غذا» و «توریسم غذایی» در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ در اولی هدف، ارائه یک محصول است و در دومی، غذا به بخشی از روایت و تجربه مقصد تبدیل می‌شود.